خرید بک لینک

می بوسمت میان لبان متردد تردید
می بوسمت میان قاصدکان کهنه کویر
میان کوچه های لزج خون و امتناع گل های پژمرده
میان صورتک های مردم مرده
میان خیابان های نم کشیده تا چشمانم را به سوی نسیم فردایی نگاه دارد؛ لب های سرخ و دستان خون آلود، معماری تابنده درد و عشق اند، یکی برای زندگی و دیگری برای مرگ.


فل البداهه-مهرزاد برای م.ه

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 30 تير 1399 ساعت: 2:40

در میان رویاها سرزمینی نهفته از عشق توصیف می شد؛ ماهتابی که پیامد صلت سرود دل های صاف و بی آلایش زمینی بود که در انعکاس آن آدمی می توانست دستان خویش را از گناهان بشوید و دوباره در قاب نوزادی به آن بادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 30 تير 1399 ساعت: 2:40

پیشه ام عاشقى است هر روز گوشه اى نشسته، ثانیه مى شمارم ثانیه هاى نبودنت را ثانیه هاى ندیدنت را ثانیه هاى بى تو را مى شمارم بى اشتیاق. من میان ماندن و نخواندن و پریدن و پروانه شدن پرواز را به نا کجاى آسمان ها پر گشودم و چه درد مدامى است غمِ بى پیله گى. من از ارزو تهى مانده ام من از این اوجِ بى انتهاى غریبِ مردم کُش من از این کوچِ بى کوچه ى مبهوت میترسم و مرا ردّ آشیانه زدن دشوار است در این دریاى مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: دوشنبه 27 شهريور 1396 ساعت: 15:04

هیچ شروع تمدن است،تمدنی که در آن ارزش ها با حضور ساطع دگرگونی بشر پا به فراموشی گذاشته اند و من ((هیچی)) ابدی در این شکل انسانی دیگر به عنوان یک فرد در توهم تمدن ابندایی اش جای دارد تا خویش را فرای خود دریابم.
حال تمامی تعاریفی که برای انسان ها می شود از دریچه من هرگز عبور نخواهد کرد.از این رو،نه با کسی موافقت نه مخالفت خواهم کرد زیرا وجودی که نباشد نیازی به این دو مسئله برای اثباتش ندارد.

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: چهارشنبه 10 خرداد 1396 ساعت: 7:42

لحظات شاد کجای سایه ام ایستاده اید؟ که با نگاه هر هرزه ی ممتد بر لب به پهنای سپید بلورین دعوت بر تن بر رگ شاید سفیدی چشمان گشاده بر حرف چنان صغیر بر گام کشیده اید لبخند، صورتی که هر شامگاه متغییرترین پوست من است که با دژ تبسم فاحشگان سایه پوش می شکند آری چنان خورد و ناهمگن که تکه ای از من برای (گادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 7:21

تو راه من خم بندگان می روی و من راه خویش بی هیچ از بندگان.

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 24 اسفند 1395 ساعت: 7:21

امتداد لجز شب در سپیدی استخوان سوخته ی مرد میان باریک ترین آجرخانه با تَرکِ سالها پشت عینک یاران به ستون سازه های کج می زند تیپا تا فرو ریزد ندای رسوایی قافلان ز گوش از منبرِ سنگِ تقدس و سَرابِ تحجر و ستون زمین به استعاره نعره ای نا به هنگام در گوش اش به طنین شیون قرارداد آیینه را از جام هستی زمان به غلظت بازتابش از شیون درد عشق و به جنون خواهش باز می گرداند تبسم دندانه های پر رخوتِ این چنین گونه ها، مردمان! نبضِ این تبسم به کندی از شجره پارگی حضور به عکسِ و شناسنامه در فواصل زمان لبخندی ژکند به ما می زند (منظره خیره خدایگانِ بی هست نا فرجام در فرسایش زبان) و زبان در جایگاه دهان به سکونت خیش در ظلمات کام و سوگ افسار گسیخته اش در شب کپکِ لاجورد بی نشان زندگی را بسان عصای شکسته هدیه می دهد جای پا، ریشه کانون برگشت پذیر قوم ناهنجار از فراخنای آسیب تندیس جویده می شوند در شکل معبود در راه این زنده کشان به هیبت انسان در قالب مشبک نرده ها بی پاسخ از هلاکت نسل ها . و جغرافیا طعم دشنه را پذیرا نمی شود مگر با فنون باروت اتم، یعنی بمب نه سلول در جان و جان به حتمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 5 آذر 1395 ساعت: 19:29

روزی انسان خداوند جهان خواهد شدو نیز خداوند سرنوشت خویشروزی ما مرگ را خواهیم میراندو آن روز دیگر به طبیعت اجازه نخواهیم دادکه ما را همچون زباله ای از خود بیرون براندما مخلوقیم یا خالقمخلوقی که خلق می کندخالقی که خواب می بیندرویایی که خلق می کند خویش رادستی منفرد، که خلق می کند اندام های بی اندام خویش رارویایی در رویارویایی در بیداریرویایی بدون کابوس عدمبدون شکنجه تحمل جداییو همه این هاتنها در فروغ تابناک ادراک انسانیکه چون شعله ور شودجهان را روشن می کند.و چون خاموش باشدجهان از مرگ مالامال استحتی اگر جسم زندگان تمامی جهان را انباشته باشد. حامد جهان بینادامه مطلب

برچسب: رستگاری در شاوشنگ,رستگاری,رستگاری در شاوشنگ دوبله فارسی, نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: شنبه 29 آبان 1395 ساعت: 6:39

نگاه من آن طرفی است که موجِ تبسم در خطوط ممتد به کمانی که اندوخته از آه است ،نگاه من از چشم بر نمیخیزد،از اجبار لحضه هاست.لحظه ای گریز به مصدر گذشته خود و پناه بردن به هجوم نقطه ها تا شاید اندکی کوچک شوم ،شاید در خودم جا شوم و شاید جا به جا شوم بین خودم و سایه ام و در فواصل فورانِ فوری آهسته تر قرار گیرم در حاشیه کور سوی غبارِ فانوس ها و بی حد و حدود بدوزم آتش را به فیتیله افکارم و پینکی خواهم زد بر کاروان کلماتم تا اندکی نگاهم از جای من بودن بر نخیزد و مکرر کَر شوم از این نگاه های بی دوات.مرکبی خواهم ساخت تا واژگانم از نگاهت بر خیزد و قلمم کور شود تاادامه مطلب

برچسب: روپوش,روپوش پزشکی,روپوش دندانپزشکی,روپوش پزشکی دانشجو,روپوش به انگلیسی,روپوش پزشکی کیمیا,روپوش پزشکی کاروان,روپوش پزشکی سینا,روپوش پزشکی به انگلیسی,روپوش مدارس, نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 13:07

به جنون نگار هر دستی طرح دستی کاغذِ شیار دار نقطه نقطه، افسار زهر و افشای حس در فراموش خانه جهان به موازات تو زیر پوست، زبری هستی و زیرکی کشنده نیستی، آویختگی آن چنان آشوب و آن سرزدگی ساده نوعی بودن نوعی نیودن همین گونه راه می رود در خواب... ادامه مطلب

برچسب: هرانا,هری پاتر,هريسة,هرمز سیرتی,هريس,هرات,هرقل,هرمون التستوستيرون,هرم ماسلو,هرمون الحليب, نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 13:07

تهاجم تدبیری است که در معرض انسان با اعطای دست میان شاپرک های خونین بال شکلی عبوس می گیرد، آتش خطرِ مرگ به سوی ش و کلمه با زنگِ چرک ها به صدفی دندان ها آ ویخته می گردد، پیله انسداد تنهایی و توهم درد در توده های زندگی که وخیم است و ملتهب. اختلاف دوسو میانمان دیوار نیست طرحی است با پنجه های برعکس بر آجرِ خام اگر تاجِ زنگار و عبای شماتت سرهم کنی بروی تمدن آوار گشته بسانِ فشارِ دندانی بروی پیله و پرواز مرگِ به سوی پروانه کرختی ستونِ خانه فرجامِ افسار گسیخته که با هیچ ذره بینی وا نمی رود اجزایش یکپارچگی ظلماتِ کانونِ ذهن مسلط است که هرگاه بی اختیادامه مطلب

برچسب: fork and dagger,fork and dagger inc,fork and dagger restaurant group,fork and dagger grahamstown,fork and dagger johor,fork and dagger jb,fork and dagger buffet breakfast,fork and dagger grahamstown menu,fork and dagger kolkata,fork and dagger brunch, نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 13:07

........... Clergy No one misses you. Neither hate nor recollection of what u might haven't felt. But, Overseas you slip between jammed decadence pages, but out cages of damnation, unleashed permeated fear of creation, followed by dead,by deaf, by sick by red roped neck He seems to be dead but its remnant is putrid,dismantled and disassembled Prey and pray; cure those impaired eyes can't dechristainized the tablu within, a decoration of thousand irresistible fallen ropes tied all to (one). fewest times it can identify the self to be real when chronous prophet save it from language and the prophet from the time. I'm chewing the tastes of hope so far, Growing inside,the sense of Ruing blood of clergy taught for a second round, misinterpretation of whole puzzles I remind Apathetic sense won't me back carelessly for a mask of delusion,dizziness,shame And nihil I had all of them broken right in me. ادامه مطلب

برچسب: fools gold,fools rush in,fool,fool me once,fooly cooly,foolproof,foolish,fool us,fools lyrics,fool definition, نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 13:06

هیچ چیز از گذشته عبور نکرده و تن دیدارِ ظلمت را آغشته به هیچ گونه ای تندیس وار در حقیقت واقع ندیده، جز صلیبِ زنگار بسته ی آینه ای روبرو در تراکمِ بی واکنشِ مردمان از خنجرِ شراب و صلیبِ بی گذر از جسم بی پیکرکاهنان؛ هر سوی خیره ایست برای نجات و ناجی در فروپاشی جسم خویش در کفن به انتظار گسسته است و همه در شفقِ جذام در زمامِ خواهش خویش در باورِ بی سبب به صندلی اعتراف بسته اند، آلامِ ضرورتِ بودن را در کنار یکدیگر برا نو ظهور دوباره تکرار! آن خیره که هیچ چیز نمی بیند جز صدایی در پژواکِ انجماد که طنین فکنده و ارتعاشِ در ستون هرزنامه روی اادامه مطلب

برچسب: gazelle,gazebo,gazette,gazeta tema,gaze,gazeta dita,gazeta,gazeta wyborcza,gazelle sports,gazette online, نویسنده: نرگس جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 13:06

صفحه بندی